عز الدين حسينى زنجانى
143
معيار شرك در قرآن (فارسى)
فرستادهء خداوند ابلاغ شده است . بنابراين ، اگر خداوند كسى را مجازات كند ؛ مجازاتى بدون بيان و حجتى بدون برهان نخواهد بود ؛ سپس در كلّ اعتقادات خود براى پرستش بتها و تحريم پارهاى از چيزهاى پاك خواستار شاهد مىباشد و مىفرمايد : اگر شهادت دهند و بگويند خداوند سبحان چنين خواسته و اجازه فرموده ، تو اى رسول ! با آنها هم صدا مشو و شهادت نده ؛ زيرا گفتهها و ادّعاهاى آنها مستند به علمِ برگرفته از وحى نيست كه بتوان از آن بهرهء عمدهاى برد . اصل مطلب دربارهء منع اين است كه ، اذن از جانب خدا نرسيده است ؛ اگر آنها ( بتپرستان ) اجازهاى مستند و از جانب وحى الهى داشتند و عنوان مىكردند ، مشمول مجازات و توبيخ خداوند سبحان نمىگرديدند و اصل موضوع بين دو طرف پذيرفته شده است و منازعه و گفتوگو در صغراى موضوع « 1 » مىباشد . آنها گمان مىكردند نبودن اجازه در زمان آفرينش ( تكوينى ) و اصل و ريشهء آن از جانب خداوند است و خداوند در اين مورد آنها را خطاكار شمرده ؛ زيرا اذن صحيح اذنى است كه از طريق شرع و تشريعى است ، نه اذن تكوينى كه در اختيار آنها باشد . آنها آن را اذن نادرست نمىپنداشتند ، ازاينرو اگر چنين بود كه آنها گمان مىكردند ، مستوجب هيچ گونه سرزنشى نبودند و اگر چه كار آنها شرك طولى بود جز اين كه بتپرستان بتها را برابر و در عرض خداوند قرار مىدادند و اين
--> ( 1 ) . قضيه اوّل و كوچك را صغراى قياس مىگويند و اين اصطلاح برگرفته از علم منطقاست .